ツ دست نویس های یک عدد من

....تا زمانیکه قلبت برای آرام شدن،نیاز به نوشتن دارد،بنویس

ツ دست نویس های یک عدد من

....تا زمانیکه قلبت برای آرام شدن،نیاز به نوشتن دارد،بنویس

ツ دست نویس های یک عدد من

مینویسم حتی اگر کسی نخواند.
حتی اگر تنهایی به من فشار بیاورد.
حتی اگر کسی سخنی نگوید و من را به نوشتن تشویق نکند.
این من تا ابد مینویسد.
زیرا بیزار است از فراموش کردن.
از فراموش شدن.
97.9.8

نوشته های منツ

همینجوری15

شنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ۱۰:۲۵ ب.ظ

بعضیا ی جوری سردت میکنن نسبت به همه چیز که دیگه هزاران نفر هم نمیتونن گرمت کنن...

شدم ی آدم

رک

بی اعصاب

سرد

کم حرف

کم کم میشم بی احساس

شدم ی آدم که نه خودشو میشناسه نه حتی به خودش اعتماد داره..شدم جوری که خودمو هم آدم حساب نمیکنم..رو قولای خودمم حساب نمیکنم..برای خودمم کادو نمیخرم..قربون صدقه خودمم نمیرم..تازه هزاران بار هم دعواش میکنم...

این منم..همین آدم مزخرف این روزا..


این منم

ی آدم که پیاده رو رو متر میکنه که زودتر برسه خونه..

به غار تنهایی خودش..

این من که برای اولین بار توی عمرش 17 ساعت دراز کشیده بود و بی هدف زل زده بود به دیوار...

ی من متنفر از دروغ

و بوی مزخرفش که این روزا بدجوری بهش آلرژی پیدا کردم..

بدجوری حسش میکنم...

این منم...

ی دختر که زندگیش رو زندگی نمیکنه..

ی دختر که تمام لبخنداش جمع شده توی چهار ساعت توی هفته ای که پاشو میذاره باشگاه..

تنها لبخند این روزاش شده ی توپ بسکتبال و شیمی و فیزیک...

تنها لبخندش شده رد شدن از خیابونی که ممکنه آخرین نفس هاش باشه..

آخرین خوابی که میتونه پایان زندگیش باشه..

این منم..

ی دختر 16 ساله..

که اگه خانوادم این نوشته رو بخونن باورشون نمیشه..

این منم..ی دختر با هزاران بعد..

این منم..

ی آدم مبهم

که خودشم خودشو نمیشناسه...

که هیچ وقت اجازه نداد کسی باهاش صمیمی بشه..

که کسی واقعا بشناستش..

از ترس وابسته شدن..

از ترس نابود شدن....

این منم..

خود  من   !!!

۹۷/۰۹/۲۴
ما جــــــــღــــــدہツ