ツ دست نویس های یک عدد من

....تا زمانیکه قلبت برای آرام شدن،نیاز به نوشتن دارد،بنویس

ツ دست نویس های یک عدد من

....تا زمانیکه قلبت برای آرام شدن،نیاز به نوشتن دارد،بنویس

ツ دست نویس های یک عدد من

مینویسم حتی اگر کسی نخواند.
حتی اگر تنهایی به من فشار بیاورد.
حتی اگر کسی سخنی نگوید و من را به نوشتن تشویق نکند.
این من تا ابد مینویسد.
زیرا بیزار است از فراموش کردن.
از فراموش شدن.
97.9.8

نوشته های منツ

ایستگاه پنجم

پنجشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ۱۰:۲۱ ب.ظ

پرده را کنار زدم...به جهان پشت پنجره خیره شدم...یک دیوار جهان کوچکی بود یا بزرگ؟ یک دیوار که باران خیسش کرده بود...یک دیوار که بار ها چشمان بی سوی مرا به خود خیره کرده بود...یک دیوار که بارها ناسزا نثارش کرده بودم برای ندیدن جهانی پشت پنجره اتاقم...اما چه جهانی بزرگ تر از همان یک دیوار...گاهی نباید دید...گاهی نبینی بهتر است..و آن دیوار هم حکم همین ندیدن ها را دارد...گاهی میبینیم و کاری نمیکنم...چه بهتر که نبینیم و کاری نکنیم..هعیییی:)

+همینجوری..و شاید بی ربط:

۹۷/۰۹/۱۵
ما جــــــــღــــــدہツ