ツ دست نویس های یک عدد من

....تا زمانیکه قلبت برای آرام شدن،نیاز به نوشتن دارد،بنویس

ツ دست نویس های یک عدد من

....تا زمانیکه قلبت برای آرام شدن،نیاز به نوشتن دارد،بنویس

ツ دست نویس های یک عدد من

مینویسم حتی اگر کسی نخواند.
حتی اگر تنهایی به من فشار بیاورد.
حتی اگر کسی سخنی نگوید و من را به نوشتن تشویق نکند.
این من تا ابد مینویسد.
زیرا بیزار است از فراموش کردن.
از فراموش شدن.
97.9.8

نوشته های منツ

همینجوری 5

چهارشنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ب.ظ

دلم میخواست پنجره مان رو به خیابون باز میشد...یک خیابان که فرق داشت با همه خیابان های عالم...خیابان باشد اما مثل کوه صدایت پخش شود...دلم میخواست بی هوا هجوم ببرم سمت پنجره و فریاد بزنم... آنقدر فریاد بزنم که همه دردهای بوده و نبوده دگر نباشند.همه خاطرات بد نیامده فرار کنند و تمامی اشک های ریخته نشده خفه شوند در چشمانم.


+از سری متن هایی که ماجده میتوانست ساعت ها درباره اش حرف بزند...ولی دیگر من سابق نیست..

۹۷/۰۹/۱۴
ما جــــــــღــــــدہツ